دختر کبریت فروش سه کبریت داشت
هر کبریت یک آرزو
هرسه را روانه ی زباله دانی کرد و گفت
فرضا که سه آرزوی دیگرم هم محقق شد
آخرش که چه؟
...
از همین روست که من با تمام توانی که دارم
می دوم و دور می شوم
پنهان می شوم و رو ی بر می گردانم
از تو
ای رویایی ترین رویای من
29/10/88
1:23 ظهر
Showing posts with label پوچی. Show all posts
Showing posts with label پوچی. Show all posts
Tuesday, January 19, 2010
Subscribe to:
Posts (Atom)